رسول جان من سعی خودمو می کنم فقط بدون که به فکرتم
باز شب عید بود و همۀ دل ها بی قرار لحظۀ سال تحویل.اما من هیچ هیجانی برای رسیدن نوروز و حلول سال نو نداشتم. آن همه بی تفاوتی برای خودم هم نا مفهوم بود اما حقیقت این بود که دلم برای خوش بودن و شادی کردن هیچ میل و رغبتی نداشت.
ادامه مطلب
|
+| نوشته شده توسط
nasim در چهارشنبه بیست و سوم دی 1388
|